مین
از تایپه در تایوان میآیم و 30 ساله هستم.دیپلمم را در وطنم گرفتم.واقتصاد و ادبیات عربی تحصیل کردم.بعدا 5 سال برای شرکت فوکس کن بعنوان مدیر پروژه کسب و کار برای تولیدات آی پد در چین و آمریکا کار کردم.
در جوئن نزد شرکت هیلتی در ببرا بعنوان مدیر فرآیند جهانی شروع به کار می کنم.بعد من مسئول بهینه سازی فرآینددر تدارکات و سهام در مسکو و دبی وسنگاپور و آمریکا هستم.
اینجوری پول خودم را درمیآورم که به استرالیا و اروپا بتوانم سفر کنم.مشتاق به فرهنگ و نحوه زندگی در اروپا در من آرزوی این بوجود آمد که برای همیشه اینجا زندگی کنم.
در مقایسه با تایوان که آدمها بیشتر از زندگیشان لذت می برند.و فقط به کار فکر نمی کنند.
من آلمان را بعنوان مکان تحصیل انتخاب کردم.از آنجایی که آلمان در مقابل بقیه اروپا به نظر من یک وضعیت اقتصادی تثبیت دارد.اگر چه رم و تورنتو را بیشتر دوست دارم.
دربرلین فوق لیسانس را در مدیریت به اتمام رساندم و یک دوره کار آموزی در بوش در اشتوتگارت انجام دادم و تا سطح ب 2 آلمانی به آخر رساندم.
مشکلات بزرگ من بعد از رسیدن به آلمان بوروکراتی و دنبال خانه گشتن بودمن دلم برای این تنگ میشود که شبانه روزی خرید بروم و به همچنین یکشنبه ها .به همچنین دلم تنگ میشود برای بهره وری و سریع به کارها رسیدگی شدن در ادارات وبه وضوح دیده میشود که آمادگی خدمت به مشتری وجود ندارد.
در آلمان بهم خوب میگذرد و هیچ تبعیض را تجربه نکردم.من دوستان آلمانی هم دارم.
در برلین رویدادها و فعالیتهای زیادی وجود دارد.من پارکها و دریاچه ها را دوست دارم.ساختمان های قدیمی و آدمهای ورزشکار و قیمت های مقطوع برای محصولات خوب و همجنین چند فر هنگه متفاوت را در برلین.من خودم را ادغام شده احساس می کنم.
من در آماده کردن غذا برای انسانهای بی خانمان و مراقبت از بچههای پناهندگان کمک کردم.ولی الان خیلی وقت ندارم و بخاطر دلایل شغلی از برلین رفتم.
برداشتهای اولیه من زمانی که از نپال آمدم.بودند که آلمان تمیزتر از ایتالیا است ولی نه به تمیزی تایوان.
در مقایسه با تایپه همه چیز کوچک و نقلی عمل می کند.
اینجا خودم را مطمئن تر از ایتالیا احساس میکنم ولی نه به مطمئنی در تایوان و آلمانی ها کمی سرد مزاج به نظر می رسند.
آن چیزیی که برای آلمانی ها متداول هست برای من بسر بردن قوانین روز مره هست.
من فوتبال و جشن اکتبز و بازار کریسمس و صبحانه مقوی آلمانی با پنیر و نان. را دوست دارم.
زبان آلمانی با حرف تعریف در و دی و داس بدون هیچ منطقی هست.