اولگا
من 25 سالم هست و از گلنچیک از یک شهر با 54980ساکن در منطقه کرانسنودار در روسیه می آیم.این شهر یکی از مهمترین مکان های توریستی و مراکز تفریحی در ساحل دریای سیاه روسیه هست.
من در زبانشناسی فوق لیسانس دارم و 2سال ونیم برای شرکت انتشارات کار کردم.
24 ساله بودم که به درزدن آلمان آمدم.مخصوصا خیلی از معماری کلاسیک و گالری های نقاشی متاثر بودم.مخصوصا بنا به دانش من 90 درصد درزدن در جنگ جهانی دوم خراب شد.تمیزی خیابانها هم مثبت جلب توجه من را کرد.
برلین یکجور دیگر هست و کاملاً آلمانی نیست.اینجا برای فوق لیسانس دومم در مدیریت بین المللی آمدم.من در یک دانشگاه خصوصی تحصیل می کنم.ماهیانه 700 یرو پرداخت میکنم و برای همین یک شغل نیمه وقت در خدمات تحویل غذا بعهده گرفتم.
من برلین را انتخاب کردم از آنجایی که اینجا بر خلاف لندن زندگی آرامتر و چند فرهنگه هست و زندگی با مخارج کمتر ممکن هست.
بعد از اتمام تحصیلم میخواهم مدتی در آلمان کار کنم.برای آن احتیاج به یک ویزای 18 ماهه کار دارم.بوروکراسی برای کسانی که که از اروپای واحد نمی آیند خیلی مطالبه گر هست.با خانه دانشجویی خیلی شانس آوردم.یک خانه پیدا کردن اگر کار کنم یک چالش دیگر هست.
من اینجا خودم را خوب احساس میکنم و دوستان آلمانی زیادی در ورزشگاه در یوگا و در رقص دارم.گاهی موقعها با این پیشداوری روبرو میشوم که روس ها ثروتمند هستند و یک زندگی مجلل دارند.
بعضی موقعها دلم برای خانوادهام و دوستانم در وطنم و برای دریا و خورشید.تنگ میشود . بعد میروم به یک مغازه روسی و غداهای مخضوض روسی می خرم.
برای من در کنار آبجو رک بودن آلمانی هست .برلینی ها آن چیزیی را که فکر میکنند می گویند.این به میل من هست.من آلمانی خوب حرف می زنم.ولی این مشکل را دارم که هر کسی با من انگلیسی حرف می زند.